صراط مستقیم

فرهنگی،اعتقادی،اجتماعی

صراط مستقیم

فرهنگی،اعتقادی،اجتماعی

صراط مستقیم

من، علی سهراب پور، متولد شهرستان کازرون (استان فارس) و فعلا در حوزه علمیه کازرون مشغول به تدریس هستم.
تمام تلاش من این است که بتوانم خدمتی از لحاظ فکری و اعتقادی به دوستان عزیزم کرده باشم.

آخرین نظرات

۲۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «صراط مستقیم» ثبت شده است

بعد از اذان مغرب بود که به شهر پیامبر؛ مدینه منوره رسیدیم. به هتل رفتیم و بعد از این که کارت اتاقمان را گرفتیم و نماز را خواندیم و یه مقداری هم استراحت کردیم، همه ی کاروان به اتفاق روحانی کاروان عازم مسجد النبی شدیم.

فاصله هتل ما تا مسجد النبی 2-3 دقیقه ای بیشتر نبود. در بین راه فقط به یک چیز می اندیشیدم... خدایا الان در جایی هستم که همیشه آرزویش را داشته ام، همواره دعایش را و درخواستش می کرده ام. خدایا تو را شکر

بالاخره به صحن مسجد نبوی رسیدیم و روحانی ما شروع کرد به اذن ورود خواندن . با اشک و ذکر به مسجد نزدیک تر می شدیم تا این که به جلو گنبد سبز و زیبای مسجد رسول رسیدیم .(تقریبا همان جایی که در عکس می بینید)

همه با هم شروع به سلام دادن به حضرت رسول کردیم ...السلام علیک یا رسول الله...السلام علیک یا خیره الله...  بعد از سلام و عرض ارادت به رسول الله ، نوبت عرض سلام و احترام به بی بی دو عالم بود.... السلام علیک یا فاطمه الزهرا ... السلام علیک یا بنت رسول الله.....

همه در یک حال خوشی بودیم که ناگهان فریاد و داد بلندی توجه ما رو به خود جلب کرد...آری یکی از مسولان وهابی حرم که سوار بر ماشین کوچکی که مخصوص گشت در صحن مسجد بود جلو ما ایستاده بود و خدا می داند با تمام خشونت همراه با کینه با عربی بر ما فریاد می کشیدکه :

 چرا تجمع کردید و دارید سلام می دهید و گریه می کنید، حق تجمع را ندارید ، نباید بایستید ، گریه نکنید و سریع حرکت کنید و ....

و ما به ناچار حرکت کردیم اما هرچه به اطرافم نگاه می کردم می دیدم گروها و دسته های مختلفی از کشورهای مختلف مانند ما تجمع کردند و زیارت نامه می خوانند و هیچ کسی با آنان کاری ندارد

در همین فکر بودم که روحانی ما جمله ای گفت که جگر همه را سوزاند: رفقا ببینید اینان طاقت دیدن گریه های ما شیعیان رو ندارند و با ما اینگونه با نفرت و غضب برخورد می کنند ، اینان طاقت شنیدن نام فاطمه زهرا را ندارند ...حالا تصور کنید با خود زهرا چگونه برخورد می کردند.....حتی نمی گذاشتند مادرمون هم در خانه خویش گریه کند.... خدایا زهرا از دست اینان چه کشید...


  • علی سهراب پور
سال نو رو به همه ی دوستان عزیزم تبریک عرض می کنم و امیدوارم سالی همراه با موفقیت و آرامش در پی داشته باشید.

تیر سال 1390 بود که خداوند منان لطف و عنایت فرمود و سفر خانه ی خودش و نیز زیارت قبر پیامبر اکرم و ائمه بقیع رو نصیبم نمود.

سفری پر از خاطره و سرشار از معرفت و الطاف الهی. سفری که حقا شیرین تر از عسل بوده به گونه ای که شیرینی آن هنوز باقی است.

آنچه می خواهم برای شما دوستان عزیز بنویسم صرفا خاطره نیست . بلکه مطالبی که درس هاس و نکات زیادی در آن نهفته است و امیدوارم در انتقال آن به شماها موفق باشم.

قبل از این که بخواهم مسائل سفر را برایتان بگویم دوست دارم قضیه فراهم شدن و توفیق زیارت را خدمتتان عرض کنم:

در سال 1389 که در قم بودم ، پروردگار عالم توفیق داد و کتاب خلوت شیطانی را نوشتم ، از همان ابتدا این کتاب را هدیه نمودم به ساحت مقدسه حضرت معصومه سلام الله علیها و خدا می داند چه الطافی از طرف ایشان نسبت به خودم دیدم که شرح آن بماند.

به هر حال در سال 1390 برای تدریس به کازرون برگشتم و در حوزه علمیه کازرون مشغول به تدریس شدم. اوائل سال بود که دیدم معاونت پژوهش حوزه کازرون ؛ پژوهش ها طلاب را برای شرکت در جشنواره علامه حلی آماده ارسال نموده است. بنده هم با این که هنوز کتابم چاپ نشده بود ، اما آن را به جشنواره فرستادم.

یکی دو ماه بعد از دفتر جشنواره علامه حلی با من تماس گرفتند و بیان داشتند که احتمالا اثر شما در جشنواره حائز رتبه خواهد شد و لذا عکس، خلاصه ای از اثر و ... را برایشان ارسال کردم.

و بالاخره بعد از مدت کوتاهی اطلاع دادند که کتاب خلوت شیطانی حائز رتبه دوم در جشنواره شده است. بنده حقیقتا این توقع و انتظار را نداشتم و همه را از الطاف حضرت معصومه سلام الله علیها می دیدم.

از این که اثرم در جشنواره رتبه آورده بود بسیار خوشحال بودم چرا که شنیده بودم که جایزه آن سفر به خانه حضرت دوست و مدینه منوره است. اما وقتی در جشنواره برای دریافت جایزه حضور پیدا کردم متاسفانه هدیه آن مبلغ 800 هزار تومان پول نقد بود. و این جور شد که خوشحالی ما دوام پیدا نکرد.

چند روزی گذشت و من در این مدت از افراد و مراکز مختلف در جستجوی سهمیه ای برای مکه بودم که البته هر چه سعی کردم جایی پیدا نشد.

از خدا از صمیم قلب در خواست کردم که تو قادر بر هر چیزی هستی و از او خواستم که این توفیق را نصیب بفرماید....

موبایلم زنگ خورد شماره ای تلفن قم بود.

-         -  الو.

-         - سلام علیکم. آقای سهراب پور

-        -  سلام علیکم. در خدمتم

-         - از جشنواره علامه حلی تماس می گیرم

-         - بفرمایید

-         - انشاءالله قرار شده امسال به افراد برتر جشنواره سهمیه حج تعلق بگیره. اسم شما رو بنویسم؟ 

-         - الحمد لله . بله آقا! حتما

-          -البته هزینه سفر رو خودتون باید پرداخت کنید ما فقط سهمیه بهتون می دیدم

-         - خیلی هم خوب

-        -   ......

خوشحالی سراپای وجودم رو گرفته بود. و من با با آن 800هزار تومانی که جایزه گرفته بودم و 94هزار تومانی که خودم گذاشتم مشرف به مکه و مدینه شدم. البته حتی یک ریال هم برای این سفر خرج نکردم و دقیقا همان 94 هزار تومان هم بر اثر داستانی جالب در مکه مکرمه برگردانده شد که انشاءالله بعدا عرض می کنم

  • علی سهراب پور

اعتقاد زرتشتیان نسبت به خدا چیست؟

زرتشتیان معتقدند دو خدا وجود دارد:

1. خدای خوبی ها که به او « اهورامزدا » می گویند.

2. خدای بدی ها که به او «  اهریمن » میگویند.

زرتشتیان خود را مزداپرست می دانند. «مز» یعنی بزرگ، «دا» یعنی دانا، و مزدا یعنی بزرگ‌دانا. «اهورا» یعنی آفریننده و «اهورا مزدا» یعنی آفریننده بسیار دانا یا  آفریننده دانای بزرگ.

در آیین زردشت ، اهور مزدا 6 دستیار دارد.

 

نقد این قسمت :

اهریمن مخلوق یا ... ؟

اگر اوستا (کتاب زرتشتیان) را مطالعه کنیم خواهیم دید که همواره اهورا مزدا و اهریمن با هم درگیر و در تقابل با یکدیگر هستند. سوالی که به ذهن می آید این است که آیا این اهریمن مخلوق اهورامزدا است یا خیر؟

شاید به سختی بتوان در کل اوستا مطلبی یافت که دال بر این باشد که اهریمن مخلوق اهورامزدا است. لذا این سوال مهم پیش می آید که آیا دو خدا وجود دارد؟

استاد مطهری می نویسد:

«حقیقت این است که اگر توحید را از همه جهات درنظر بگیریم بسیار مشکل است که بتوانیم آیین زردشت را یک آیین توحیدى بدانیم». [1]

پس یکی دیگر از مبهمات دین زرتشت همین مسئله است که آیا برای جهان هستی یک خدا وجود دارد یا بیشتر؟ و اگر اهریمن مخلوق خدا نیست و بلکه در مقابل خدا، آیا معنای این حرف غیر از این است که اهورامزدا نقص دارد چرا که قدرت و زورش به موجودی به نام اهریمن نمی رسد.

البته بین محققین در این مسئله اختلاف نظر وجود دارد بسیاری از پژوهشگران معتقدند در دین زرتشتیان دوگانگی وجود دارد[2] اما در مقابل؛ تعدادی نیز معتقدند اصلا دوگانگی وجود ندارد[3]

 

ب‌)    نام کتاب زرتشتیان چیست؟

کتاب آسمانى زردشتیان اوستا نام دارد که به معناى اساس و بنیان و متن است . این کتاب به خط و زبان اوستایى نوشته شده است که به ایران باستان تعلق دارد و با زبان پهلوى و سانسکریت همریشه است . به عقیده بسیارى از محققان ، خط اوستایى در دوره ساسانیان (226 - 641 م .) پدید آمد و اوستا که قبلا در سینه ها بود، به آن خط کتابت شد و به قولى این کار پس از ظهور اسلام صورت گرفته است .[4]
زردشتیان و پژوهشگران بر این مسئله اتفاق دارند که اوستا در اصل بسیار بزرگتر بوده است که به عقیده برخى روى 12000 پوست گاو نوشته بود.[5] اوستاى کنونى داراى 83000 کلمه است و احتمالا اصل آن داراى 345700 کلمه (یعنى چهار برابر) بوده است . اوستاى اصلى به 21 نسک (کتاب یا بخش ) تقسیم مى شد و اوستاى کنونى نیز 21 نسک است .
اوستا  5 فصل دارد.[6]

1. یسنا (یعنى جشن و پرستش )؛ قسمتى از این بخش گاتها نامیده مى شود (به معناى سرود). این بخش که مشتمل بر ادعیه و معارف دینى و معروفترین قسمت اوستاست ، به خود زردشت نسبت داده مى شود، در حالى که سایر قسمتهاى اوستا را به پیشوایان دین زردشت نسبت مى دهند.و از جهت وثوق و اعتماد به پای یسنا نمی رسد.

2. ویسپرد (یعنى همه سروران ) مشتمل بر نیایش .

3. وندیداد (یعنى قانون ضد دیو) درباره حلال و حرام و نجس و پاک .
4. یشتها (یعنى نیایش سرود و تسبیح ).
5. خرده اوستا (یعنى اوستاى کوچک ) درباره اعیاد و مراسم مذهبى و تعیین سرودهاى آنها زردشتیان .[7]


نقد این قسمت:

1. اولین مطلب که خود زرتشتیان نیز قبول دارند این است که کل اوستا کلام خود زرتشت  نیست و بالتبع نیز نمی توان این مطالب اوستا را کلام خدا دانست. این کتاب (چه گات‌ها و چه بقیه مجموعه که بعدها و به تدریج «اوستا» را تشکیل می‌دهند)، ابتدا شفاهی و سینه به سینه نقل می‌شده و بعد گفته می‌شود در زمان هخامنشیان به زبان آرامی تدوین می‌گردد. در حمله اسکندر نابود و یا مفقود می‌شود  [8]در دوره اشکانیان، بلاش پنجم، برای گردآوری اوستا تلاش می‌کند ولی آنها اتکایی به موبدان ( روحانیون در دین زرتشت) زرتشتی ندارند. در دوره ساسانیان که از 224 تا 651 بعد از میلاد را تشکیل می‌دهد دوباره گردآوری می‌شود، یعنی گردآوری اوستایی که امروزه رسمیت دارد 1500 تا 2000 سال بعد از خود زرتشت اتفاق می‌افتد.

در زمان شاپور دوم مناقشات فراوانی روی این کتاب به وجود می‌آید و او از موبد موبدان می‌خواهد که به این مناقشات رسیدگی و یک متن را به عنوان اوستای نهایی معرفی کند و او نیز چنین می‌کند. در دوره شاپور دوم متن رایج و کنونی، رسمیت پیدا می‌کند. البته در کوران حوادث تاریخی بخش‌هایی از اوستا نابود یا مفقود شده است. برخی ازاوستاشناسان معتقدند که اوستای امروز یک چهارم کمتر از اوستای آن زمان است و برخی هم با اغراق می گویند که اوستای امروز تنها یک چهارم اوستای آن زمان است. از آن اوستا تنها گات ها و وندیداد به طور کامل مانده است. البته وندیداد در دوره هخامنشیان یعنی 700، 800 سال بعد از خود زرتشت تدوین شده است.  

پس کتابی که به گفته ی خود زرتشتیان ، کل آن کلام زرتشت نیست چگونه می تواند راهنمایی عملی برای افراد باشد؟

زرتشتیان اگر تعالیم این کتاب را از طرف خدا می دانند پس باید به تعالیم آن پایبند باشند ( که در عمل به بسیاری از تعالیم آن عمل نمی کنند)  و اگر هم این عقیده را ندارند پس چرا این کتاب را مقدس می دانند و آن را به عنوان کتاب آسمانی خود معرفی می کنند؟

 2.  در طول تاریخ به تدریج شرح‌هایی بر اوستا نوشته شد که به «زند» معروف است. زند اوستا یعنی شرح اوستا. و به تدریج متون درجه دومی هم شکل گرفت، متونی پیرامونی مثل بندهش، ارداویرافنامه، دینکرد، شایست و ناشایست و متون دیگری که با زمان زرتشت فاصله زمانی زیادی دارند و بسیاری از آنها مربوط به دوره تمدن اسلامی هستند. مثلاً دینکرد که همان کارکرد دین می‌باشد در قرن نهم نوشته شده است. این کتاب شبیه بحارالانوار شیعه‌ها یا تلمود یهودیان، دایره‌المعارفی از همه مسائل اعتقادی و جهان‌بینی و انسان‌شناسی تا مسائل پزشکی و فقه و سحر و جادو است. یا بندهش که یک دایره‌المعارف کوچک است.

با توجه به این مطلب در مواردی که احکام اسلام و زرتشتیت با هم شباهت دارد هرگز نمی توان مدعی شد که اسلام احکام را از زرتشتیت گرفته بلکه باید به عکس این قضیه قائل شد.





[1]خدمات متقابل اسلام و ایران، استاد شهید مرتضی مطهری،ص 199 ،انتشارات صدرا

[2]دهارلز،ص 8 به نقل از تاریخ اجتماعی ایران،

[3]زرتشت مزدیسنا و حکومت،ص148.

[4]آشنایی با ادیان بزرگ،ص59.

[5]تاریخ طبری،ج1،ص 402.

[6].آشنایی با ادیان بزرگ،ص59.

[7]تاریخ جامع ادیان، جان بایرناس،ص450،چاپ هفدهم ،انتشارات علمی و فرهنگی.

[8]ایران باستان،ج2،ص1516.

  • علی سهراب پور

سحر و جادو

۲۲
بهمن

یکی از سوالاتی که زیاد مطرح می شود، آن است که آیا سحر و جادو واقعیت دارد؟ آیا به وسیله سحر و جادو می توان در زندگی دیگران مشکلی به وجود آورد؟یا نه؟ اگر واقعیت دارد آیا راهی برای باطل کردن آن وجود دارد؟

ما سعی می کنیم پاسخ این سوال را در ضمن چند نکته بیان کنیم:

نکته اول: معنای لغوی سحر: سحر در لغت به دو معنی به کار برده شده است: 
1- خدعه و نیرنگ و شعبده و تردستی. 2ـ آنچه عوامل آن نامرئی و مرموز باشد. 
اما سحر در قرآن کریم در دو معنی به کار برده شده است: 1ـ به معنی فریفتن و تردستی و شعبده و چشم‌بندی که حقیقتی ندارد و تنها از راه تصرف در حواس تماشاچیان و حرکت‌های سریعی که از چشم تماشاچی مخفی است کاری انجام می‌دهند که خارق عادت به نظر می‌آید مثل عملی که ساحران فرعون انجام دادند که خداوند می‌فرماید: «فلما القوا سحروا اعین الناس و استرهبوهم» هنگامی که ریسمانها را انداختند چشم‌های مردم را سحر کردند و آن‌ها را ترساندند).

2ـ سحری که در خارج منشاء اثر است و می‌تواند تأثیراتی بگذارد این معنا را از آیة 102 سورة بقره می‌توان استفاده کرد آنجا که می‌فرماید: «فیتعلمون منهما ما یفرقون به بین المرء و زوجه» یعنی مردم از هاروت و ماروت چیزهایی یاد گرفتند که به وسیلة آن بین‌ زن و مرد جدایی و تفرقه می‌انداختند و در ادامة همین آیه می‌فرماید: «و یتعلمون ما یضرهم و لا ینفعهم» چیزهایی یاد می‌گرفتند که مضر به حالشان بود و نافع نبود.(برگرفته از تفسیر نمونه)

نکته دوم: انجام دادن سحر و جادو و هم چنین یاددادن و یادگرفتن آن در دین اسلام حرام است و جزء گناهان محسوب می شود. مگر این که  یاد گرفتن آن به منظور ابطال سحر ساحران باشد.

امام على (علیه السلام ) مى فرماید: من تعلم شیئا من السحر قلیلا او کثیرا فقد کفر و کان آخر عهده بربه ؛کسى که سحر بیاموزد، کم یا زیاد، کافر شده است و رابطه او با خداوند به کلى قطع مى شود.

نکته سوم: ممکن است عده ای با یاد گرفت سحر و جادو بتوانند در زندگی دیگران مشکلی به وجود بیاورند چنانچه قرآن کریم در آیه 102 سوره بقره این موضوع را تایید می کند و می فرماید: فیتعلمون منهما ما یفرقون به بین المرء و زوجه؛  آنها از آن دو فرشته مطالبى را مى آموختند که بتوانند به وسیله آن میان مرد و همسرش جدائى بیفکنند.

نکته چهارم: نباید هر مشکل و یا مسئله ای که در زندگی به وجود می آید آن را به پای سحر و جادوی دیگران گذاشت. متاسفانه شاهدیم عده ای به جای این که به دنبال حل مشکل و ریشه یابی مشکلات خود باشند ؛ دائما آن را به پای سحر و جادو می گذارند. دختران بسیاری را دیده ایم که علت نیامدن خواستگار برای خود و یا جواب منفی خواستگارها را پای سحر و جادو می دانند؛ غافل از آن که اگر زندگی گذشته خود را مرور کنند پی خواهند برد که خیلی از خواستگارها را به دلایل مختلف و یا بعضا بی معنا جواب منفی داده اند و یا توقعات بیش از حد خودشان باعث جواب منفی خواستگارها شده است.

البته عده ای هم وجود دارند که به دلایل مختلف؛ خواستگار برای آنان نمی آید و این مسئله هیچ ربطی به سحر و جادو نیز ندارد. مثلا متاسفانه بعضی اوقات به خاطر وضعیت مالی خانواده دختر؛ و یا چهره دختر و یا بد نامی خانواده او و یا دلایل مختلف دیگر کسی از او خواستگاری نمی کند.

آیا صحیح است این همه دختری که خواستگار ندارند و یا خواستگاری ها به نتیجه مطلوب نمی رسد ؛ دلیل آن را سحر و جادو بدانند؟

اصولا خیلی از مواردی که ما آن را سحر و جادو می دانیم جز وهم و خیال چیزی دیگری نیست.

نکته پنجم: گاهی از اوقات نیز؛مشکلاتی که در زندگی بعضی از ماها به وجود می آید نتیجه مستقیم رفتار بد خودمان می باشد. عده ای که در زندگی دیگران اختلاف و مشکل به وجود می آوردند و یا می آورند و با غیبت؛ تهمت و سخن چینی بین عده ای را به هم می زنند باید منتظر باشند در زندگی خودشان نیز همین مشکلات به وجود بیاید.

نکته ششم: در روایت ما و نیز سخنان بزرگان برای باطل کردن سحر و جادو راههای مختلفی ارائه شده است ما در اینجا به چند نمونه اشاره می کنیم:

1. مرحوم شیخ عباس قمی (ره‌) در کتاب "باقیات الصالحات‌" (حاشیه کتاب مفاتیح الجنان‌) می‌گوید: جهت باز کردن بسته شده آیات زیر را نوشته همراه او نموده و بر او آویزان کنند

اول: دو آیه اول سوره فتح

و سورة نصر

و این آیات را وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً ۚ إِنَّ فِی ذَٰلِکَ لَآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ (سوره روم آیه 21)

ادْخُلُوا عَلَیْهِمُ الْبَابَ فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّکُمْ غَالِبُونَ (مائده‌،23)

  فَفَتَحْنَا أَبْوَابَ السَّمَاءِ بِمَاءٍ مُنْهَمِرٍ ﴿١١﴾ وَفَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُیُونًا فَالْتَقَى الْمَاءُ عَلَىٰ أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ (سوره قمر ، 11 و 12) ;

رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَیَسِّرْ لِی أَمْرِی وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِی یَفْقَهُوا قَوْلِی ( طه ، 25 - 28)

وَتَرَکْنَا بَعْضَهُمْ یَوْمَئِذٍ یَمُوجُ فِی بَعْضٍ ۖ وَنُفِخَ فِی الصُّورِ فَجَمَعْنَاهُمْ جَمْعًا(کهف‌،99)


لَقَدْ جَاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنِینَ رَءُوفٌ رَحِیمٌ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِیَ اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ ۖ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ ( سوره توبه ، 128،129)

2. دعا و تضرع به درگاه خداوند. کسی که دعا می کند باید توجه داشته باشد که قدرت خداوند از همه قدرت ها بالاتر است و اگر پروردگار عالم اراده کند تمام سحر و جادوها باطل خواهد شد. متاسفانه خیلی از اوقات وقتی ما دعایی می کنیم از عمق وجودمان باور نداریم که خداوند می تواند آن دعا را مستجاب کند و در واقع به خدا سوء ظن داریم و لذا طبق احادیث دعایمان مستجاب نمی شود. البته در مورد شرایط دعا بنده قبلا مطالبی را در وب سایت قرار داده ام که می توانید رجوع کنید. اینجا

3. درخواست دعا از بزرگان و بندگان پاک الهی. این مسئله یک مسئله مجرب است و بنده بارها بعینه اثر آن را در موراد مختلف دیده ام.

4. هر روز پنج مرتبه آیة الکرسى را بخوانید و به خود و اطرافیانتان بدمید

5. هر روز هر چند به مقدار کمی صدقه دادن

  • علی سهراب پور

کتاب: خلوت شیطانی ( خودارضایی و راه درمان آن)

مولف: علی سهراب پور

ناشر: نشر معارف ( وابسته به نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها)

طراح جلد: هادی صحرابان

تعداد صفحه: ۲۰۰

نوبت چاپ: اول-۱۳۹۰

قیمت: ۲۴۰۰ تومان

توضیح:

کتاب خلوت شیطانی با موضوع خودارضایی و استمناء،توسط انتشارات نشر معارف ( وابسته به نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها) در ۲۰۰ صفحه و به قلم علی سهراب پور منتشر شده است.

غریزه ی جنسی یکی از غرایزی است که خداوند حکیم برای رشد جسم و روح و نیز دوام نسلها، در وجود انسان قرار داده است.
این غریزه همانند غرایز دیگر اگر در مسیر اصلی خود حرکت کند؛ ثمرات و فواید بسیاری دارد اما اگر در مسیری غیر از مسیر صحیح و طبیعی خود قرار گیرد میتواند انسان را به طور کلی از انسانیّت ساقط و او را به مراتب از حیوانات پست تر کند. از این رو شناخت راههای کنترل و تعدیل غریزه ی جنسی و نیز آگاهی از راههای انحرافی آن مهم و اساسی میباشد.
خودارضایی و استمناء یکی از ثمره های منحرف شدن این غریزه از مسیر صحیح خویش است که متاسفانه عده ای از نوجوانان و جوانان به علت آگاهی نداشتن از عواقب و مضرّات این عمل به آن گرفتار شده اند.

این کتاب در ۶ فصل تنظیم شده است. خودارضایی از منظر قرآن و روایات؛فصل اول این کتاب را تشکیل می دهد. مولف در فصل دوم نیز این گناه و عمل پرضرر را از دیدگاه دانشمندان و متخصصان غربی مورد بررسی قرار داده است.

عوامل و زمینه های گرایش به این عمل شوم فصل بعدی است که نویسنده سعی نموده آن را مورد بررسی دقیق قرار دهد. در فصل چهارم ضررهای و زیان های جسمی و روحی خودارضایی بیان شده و در ضمن به شبهاتی و سوالاتی که در مورد این موضوع وجود دارد پاسخ مستدل و علمی داده شده است.

نگارنده در فصل پنجم کتاب به تعدادی از نامه ها و درد دل های کسانی که مبتلا به این گناه هستند پرداخته و بالاخره در فصل ششم کتاب سعی شده راه درمان و رهایی  از این عمل با ارائه برنامه ای منظم ارائه شود.

نکته قابل توجه آن است که مطالب این کتاب فقط برای کسانی که گرفتار این عادت زشت اند؛نیست.بلکه مطالب به گونه ای است که علاوه بر افراد مبتلا؛ مورد استفاده پدر و مادرها و نیز نوجوانان و جوانانی که مبتلا نیستند و دوست دارند هیچ وقت گرفتار نشوند نیز می باشد.

شایان ذکر است این کتاب برگزیده سومین جشنواره علامه حلی (ره) نیز می باشد.

دوستان عزیز می توانند برای خرید کتاب به روش های زیر اقدام نمایند:

1. تماس با شماره   37740004-025 دفتر نشر معارف.

2. خرید از طریق همین سایت. اینجا را کلیک کنید

3. خرید اینترنتی از طریق این آدرس پاتوق کتاب

4. خرید حضوری.قم: خیابان شهدا،روبروی دفتر مقام معظم رهبری، کتابفروشی پاتوق کتاب تلفن:37735451-025

5. خرید حضوری.قم:بلوار جمهوری،بعد از مرکزی کامپیوتری نور،ساختمان نهاد رهبری در دانشگاه ها تلفن:32904440-025 و 32917727-025

6.خرید حضوری.تهران: تهرانسر اصلی،میدان کمال الملک،پاساژ الهام،پاتوق کتاب تلفن: 44572703-021

7.خرید حضوری.تهران:خیابان انقلاب اسلامی چهارراه کالج،جنب بانک ملت،پلاک 715،تلفن: 88911212-021

8. خرید حضوری.شیراز:سی متری سینما سعدی،بین چهارراه ذوالانوار و چهارراه مشیر نو،پلاک 150.تلفن: 07112344615

9.خرید حضوری.شیراز دارالکتب شهید مطهری.تلفن۲۳۵۹۰۲۳-۰۷۱۱

10.خرید حضوری .مشهد کتابفروشی نشر شاهد تلفن ۲۲۵۹۶۳۸-۰۵۱۱

11.خرید حضوری.مشهد: چهارراه شهدا،خیابان آیت الله بهجت،نبش بهجت 7 فروشگاه پاتوق کتاب .تلفن: 2220119-0511

11. خرید حضوری.اصفهان مجتمع فرهنگی فدک.تلفن2205485-0311

12. خرید حضوری.کرمان.خیابان مطهری ،‌سه راه احمدی ، بین کوچه 54 و 56 ،فروشگاه پاتوق کتاب تلفن:03412231466

13.خرید حضوری.کرمانشاه ، چهارراه مدرس، خیابان پزشکان، پلاک 22.فروشگاه پاتوق کتاب.شماره تماس :08317238411

14.خرید حضوری.رشت .خیابان امام خمینی(ره)، روبروی بانک رفاه، فروشگاه پاتوق کتاب،تلفن:01313220697

15.خرید حضوری.تبریز.میدان ساعت، انتهای مقصودیه، جنب سازمان فناوری و اطلاعات شهرداری.فروشگاه پاتوق کتاب ،تلفن:04115576000

16.خرید حضوری.کازرون.بالاتر از چهارراه مخابرات.نشر دانشگاهی.2214222-0721

17. خرید حضوری.کازرون.خیابان باهنر.کتابفروشی مسجدالنبی(ص).2218272-0721

دوستان عزیز قبل از مراجعه جهت خرید کتاب، حتما با شماره های ذکر شده تماس حاصل فرمایید تا از موجود بودن کتاب اطمینان حاصل کنید

مطالب مرتبط:

چاپ چهارم کتاب خلوت شیطانی(خودارضایی و راه درمان آن)+روش خرید

کتاب خلوت شیطانی
  • علی سهراب پور

حدیثی از حضرت علی (علیه السلام) آمده است که ایشان فرمود:


پنج نصیحت از من فرا گیرید..


1. هیچ کس به غیر از خدا امید نبندد 


براستی آیا خداوند خالق به همه چیز نیست؟ آیا پروردگار قادر به تمام کارها نیست؟ آیا خدا وعده نداده اگر به من توکل کنید و اهل ایمان باشید شما را یاری خواهم کرد؟ آیا خود خداوند نفرموده که امید کسی را که به غیر از من امید بسته باشد را ناامید می کنم؟ آیا کسی مهربان تر از او و بی منت تر از او سراغ داریم؟ پس چرا تمام امیدمان در تمام کارهایمان به او نباشد؟ براستی چرا؟


 2. و از غیر  گناه نترسد


آیا واقعا چیری ترسناک تراز معصیت پروردگار وجود دارد؟ براستی آیا دوستی و نزدیکی به شیطان رجیم و لعین ترس ندارد؟ و آیا دوری از خدای رحمان و رحیم وحشت آفرین نیست؟ پس چرا با نعمت های خداوند به معصیت او بپردازیم؟ واقعا چرا؟


3. هیچ جاهلی از سوال کردن شرم نکند


حقیقتا نداستن عیب است یا نپرسیدن؟ مگر قرار است ما همه چیز را بدانیم که از سوال کردن شرم می کنیم؟ مگر بقیه همه چیز را می دانند؟ پس چرا با سوال نپرسیدن خود را از نعمت دانایی محروم کنیم؟ حقیقتا چرا؟


  4.هیچ عالمی در جواب مساله ای که نمی داند از گفتن « الله اعلم؛ خدا داناتر است» خجالت نکشد


انصافا مگر عیب است وقتی انسان به چیزی آگاهی ندارد بگوید بلد نیستم؟ آیا عیب آن نیست که اشتباهی جواب دیگران بدهیم؟ در حالی که می توانیم بگوییم نمی دانیم و بعدا پاسختتان را می دهیم. انصافا این نشان از تواضع و درستی انسان نیست که وقتی چیزی را نمی داند بگوید: نمی دانم.؟


5صبر در کارها. صبر نسبت به ایمان مانند سر است نسبت به تن، آن که صبر ندارد ایمان ندارد


براستی مگر قرار است ما در این دنیا بدون هیچ سختی و آزمایشی زندگی کنیم؟ مگر پروردگار عالم نفرمود ما بدون شک تمام شما را به یک طریقی امتحان و آزمایش خواهیم کرد؟ مگر قرار نیست مومن از غیر مومن شناخته شود؟ آیا امتحانات و آزمایش های الهی ؛ سبب بروز استعدادهای نهفته روحی و معنوی ما نمی شود؟ مگر نمی دانیم صبر؛ لازمه ی ایمان است؟ صبر در برابر گناه، صبر در مقابل مصیبت. مگر اولیای خاص و پیامبران الهی بیش از همه امتحان و آزمایش نشدند؟ آیا به جز صبر و توکل به خداوند راهی را انتخاب کردند؟ براستی که هر که صبر ندارد ایمان ندارد


 امیرالمومنین علی(علیه السلام)  فرمود:


 پنج نصیحت از من فرا گیرید...


     1. هیچ کس به غیر از خدا امید نبندد  2.و از غیر  گناه نترسد 3.هیچ جاهلی از سوال کردن شرم نکند 4.هیچ عالمی در جواب مساله ای که نمی داند از گفتن « الله اعلم؛ خدا داناتر است» خجالت نکشد 5.صبر در کارها. صبر نسبت به ایمان مانند سر است نسبت به تن، آن که صبر ندارد ایمان ندارد 


 


« بر گرفته از کتاب نصایح،تالیف آیت الله مشکینی، ترجمه آیت الله احمد جنتی، چاپ سی و هفتم،انتشارات الهادی، سال 89، ص 223 و 224»

 

  • علی سهراب پور

روز چهارشنبه ( دیروز) مراسم تقدیر از پژوهشگران برگزیده استان فارس در مجتمع رفاهی دانشگاه شیراز برگزار شد.

در این مراسم که نماینده محترم ولی فقیه در استان فارس و امام جمعه شیراز و استاندار فارس نیز حضور داشت؛از پژوهشگران برگزیده استان تقدیر شد. نام حقیر نیز به خاطر تالیف کتاب خلوت شیطانی ( که برگزیده سومین جشنواره علامه حلی  (ره) شده بود) در میان برگزیدگان بود.

البته بنده شک ندارم که حقیقتا شایسته این انتخاب نبودم و همه را از لطف اهل بیت عصمت و طهارت به ویژه عنایت خاص حضرت معصومه (سلام الله علیها) می دانم. و امیدوارم این اثر ناچیز مورد مقبول درگاه الهی قرار گیرد.


اخبار مرتبط:

آیت الله ایمانی: پیگیری تحقیق و نوآوری در جامعه اسلامی ضروری است

کتاب خلوت شیطانی(خودارضایی و راه درمان آن)+روش خرید

  • علی سهراب پور

پاسخ: شیوه‌ی قرآن مجید در رابطه با ائمه‌ی هدی(ع) به ویژه‌ امیرالمؤمنین(ع) و خانواده‌ی آن حضرت این است که به معرفی «شخصیت» ممتاز و برجستگی‌های آنان بپردازد نه به معرفی«شخص».

این شیوه‌ حکمت‌های متعددی دارد که برخی از آن‌ها به اختصار بیان خواهد شد. در اینجا دو زمینه برای گفت و گو وجود دارد: ۱- موارد و چگونگی معرفی شخصیت اهلبیت(ع) و۲- حکمت و سرّ این روش.

 

  موارد و چگونگی معرفی شخصیت اهلبیت(ع) در قرآن

قرآن مجید در موارد متعددی پرده از امتیازات و ویژگی‌های رفتاری ائمه‌ی هدی(ع) به ویژه امیرالمؤمنین(ع) برداشته است از جمله:

 

۱- «ویُطعِمون الطّعامَ علی حُبّه مسکیناً و یتیماً و اسیراَ»(الانسان، آیه‌ی ۹) مفسرین بزرگ شیعه و سنی آورده‌اند که این آیه در شأن امیرالمؤمنین(ع) و خانواده‌ی ایشان است و مسأله‌ی روزه‌داری حضرت علی(ع) و دادن افطار خود به مسکین، یتیم و اسیر در سه شب متوالی را به طور متواتر نقل کرده‌اند.

 

۲- «اِنّما یُرید اللهُ لِیذهبُ عنکم الرّجس اهلَ البیت و یُطهرکم تطهیراَ؛ یعنی خداوند فقط می‌خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملاَ شما را پاک سازد.»۱

در خصوص این آیه، مقالات و کتب متعددی نگاشته شده و در این که شامل حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س) و امام حسن(ع) وامام حسین(ع) است نزد شیعه و سنی هیچ اختلافی نیست. تنها اختلاف در شمول آن نسبت به همسران پیامبر(ص) است که با ادله‌ی متعددی علمای شیعه شمول آن نسبت به همسران پیامبر(ص) را رد کرده‌اند.

 

۳- «اِنّما ولیّکم اللهُ و رسولهُ و الذّینَ آمنوا الذین یقیمون الصّلوةَ و یؤتون الزّکاة و هم راکعون؛ یعنی سرپرست و ولی شما، تنها خداست و پیامبر او و آن‌ها که ایمان آورده‌اند؛ همان‌ها که نماز را برپا می‌دارند، و در حال رکوع، زکات می‌دهند.»۲

شأن نزول این آیه نیز در تمام تفاسیر معتبر شیعه و سنی اختصاصاً دررابطه با حضرت علی(ع) می‌باشد. البته آیات بسیار دیگری نیز وجود دارد که در اینجا به همین سه مورد اکتفا می‌کنیم. در آیه‌ی اول اوج ایثار در شدت نیاز و در آیه‌ی دوم طهارت مطلق از هرکژی و کاستی و عیب و گناه و در آیه‌ی سوم تلفیق دو عبادت بزرگ با یکدیگر همراه با اوج اخلاص و خدا دوستی نمایان گردیده است. 

 

 حکمت روش قرآن در معرفی اهل بیت(ع)

شیوه‌ی ذکر شده حکمت‌های متعددی دارد از جمله:

۱- انگشت گذاردن روی اشخاص به طور اساسی چندان نقشی در روشنگری ندارد بلکه نهایتاً به نوعی تبعیت و پیروی کورکورانه می‌کشاند و البته این مانع آن نیست که در مورد لزوم افراد نیز معرفی شوند ولی اساساً معرفی شخصیت معرفی الگوهاست ودر نتیجه جامعه را به جای گرایش‌های متعصب آمیز جاهلانه، به سمت تعقل و ژرف اندیشی و توجه به ملاک‌ها و فضایل وامتیازات واقعی سوق می‌دهد.

۲- معرفی شخصیت، زمینه‌ساز پذیرش معقول است. در حالی که معرفی شخص در مواردی موجب دافعه می‌شود. این روش به ویژه در شرایطی که شخص از جهاتی تحت تبلیغات سوء قرار گرفته باشد یا جامعه به هر دلیلی آمادگی پذیرش وی را نداشته باشد، بهترین روش است. و این مسأله دقیقاً در مورد امیرالمؤمنین(ع) و اهل بیت(ع) وجود داشته است.

 

برای شناخت درست این مسأله لازم است ابتدا شرایط و ویژگی‌های جامعه اسلامی زمان نزول قرآن را در نظر بگیریم تا در پرتو جامعه شناسی آن زمان و روانشناسی اجتماعی خاص آن جامعه بتوانیم به درک صحیحی از مسأله نایل آییم.

واقعیت آن است به استثنای اندکی از مؤمنان برجسته اکثریت جامعه صدر اسلام نسبت به اهل بیت(ع) به ویژه امیرالمؤمنین(ع) پذیرش نداشتند و پیامبر(ص) نیز در مقاطع مختلف با دشواری‌های زیادی آن حضرت را مطرح می‌ساختند و در هر مورد با نوعی واکنش منفی و مقاومت روبرو می‌شدند دلایل این امر متعدد است از جمله:

 

الف: بسیاری از آنان کسانی بودند که تا چند صباحی قبل، در صف معارضین اسلام قرار داشتند و رویاروی خود شمشیر علی(ع) را دیده و از همان جا کینه‌ی وی را به دل گرفته بودند.

ب: تفکرات و سنن غلط جاهلی هنوز بر اندیشه‌ی مردم حاکم بود واموری مانند سن و… را در امور سیاسی دخیل می‌دانستند و لذا به خاطر جوان بودن حضرت علی(ع) وی را چندان شایسته برای رهبری جامعه نمی‌دانستند.

ج: این تفکر خطرناک در سطح جامعه رایج بود و توسط کسانی هم تبلیغ می‌شد که، پیامبر(ص) در صدد آن است که خویشان خود را برای همیشه بر مسند قدرت و حکومت بنشاند و در این راستا خدمات ارزنده‌ی پیامبر را نیز نوعی بازی سیاسی تفسیر می‌کردند که برای چنگ اندازی به حکومت برای خود و اهل بیتش انجام داده است. این مسأله چنان بالا گرفته بود که روز غدیر پس از معرفی امیرالمؤمنین(ع) یکی از حاضران صدا زد:

«خدایا؛ ما را گفت که از سوی خدا آمده و کتاب الهی آورده‌ام و ما پذیرفتیم و اکنون می‌خواهد داماد و پسرعمش را بر ما حاکم و مستولی سازد، اگر او راست می‌گوید سنگی از آسمان ببار و مرا بکش» اکنون این سؤال پدید می‌آید که آیا در چنین وضعیتی تا چه اندازه صلاح بوده است نام آن حضرت و یا ائمه‌(ع) بعد از ایشان در قرآن به صراحت ذکر شود؟

ممکن است کسی با خود بیندیشد که اگر چنین شده بود ریشه‌ی اختلافات از بن کنده می‌شد و امت اسلامی یکپارچه و هم آوا می‌شدند و راه هدایت را پیشه می‌ساختند زیرا قرآن مورد قبول همه است وبر آن اختلافی نیست ولی آیا واقعیت چنین است؟

خیر، زیرا این خطر به طور جدی وجود داشت که بر سر مسأله‌ی امیرالمؤمنین(ع) حتی اساس اسلام و قرآن به خطر افتد و اگر نام آن حضرت به صراحت در قرآن می‌آمد این مشکل وجود داشت که طیف عظیمی که در جامعه پایگاه تبلیغاتی وسیعی داشتند و درصدر اطرافیان پیامبر نیز بودند اساساً رسالت آن حضرت و قرآن و… را یکسره نفی وانکار کنند و خطر جدی برای اساس اسلام و قرآن بیافرینند.(دقت کنید.)

شاید این مسأله، ابتدا اغراق آمیز جلوه نماید در حالی که رخدادهای مهم تاریخی به خوبی از این نکته پرده برگرفته‌اند.

در اینجا به ذکر دو نمونه که در منابع تاریخی اهل تسنن به تکرار آمده و از مسلمات تاریخی است اکتفا می‌شود:

۱- همه‌ی مورخان برجسته آورده‌اند که چون پیامبر لحظات آخر عمر شریف خویش را می‌گذراندند، درخواست قلم و لوحی نمودند تا سندی برای امت به یادگار نهند که هیچگاه به انحراف و ضلالت گرفتار نگردند، این درخواست برای اطرافیان کاملاً روشن بود و هدف از آن با توجه به موضع‌گیری پیشین پیامبر واضح بود. در این هنگام عُمَر صدا زد«ان الرجل لیهجر؛ همانا این مرد(براثر شدت بیماری)، هذیان می‌گوید» العیاذ بالله. شگفتا پیامبری که خداوند در وصفش فرموده است«وما ینطِقُ عَنِ الهَوی اِنْ هُو الّا وحیٌ یُوحی؛ یعنی چیزی و سخنی از روی هوی و هوس نمی‌گوید و هر آن چه می‌گوید چیزی نیست الا وحی که بر او شده».۳ در خانه‌اش و نزد عزیزترین و بهترین حامیانش این چنین جسارت آمیز مورد طعن قرار گیرد و کار به جایی می‌رسد که آن حضرت از تصمیم خود منصرف می‌شود. زیرا جداً خوف آن وجود دارد که پایداری بر آن موجب انکار رسالت شود و مسلماً کسانی که چنین در خانه‌ی پیامبر خدا با وی برخورد می‌کند، خود را مستظهر به پشتیبانی وسیع اجتماعی می‌بینند و گرنه هرگز جرأت چنین جسارتی به خود نمی‌دادند. از همین جا روشن می‌شود که سِرّ شیوه‌ی قرآن چیست. یعنی قرآن هم برای اهل فهم و درک و تعقل حرف خود را زده است و هم کاری کرده که فاقدان چنان خصوصیتی یکسره از اصل دین جدا نشوند و انگیزه‌های سیاسی خاصی باعث نشود که به کلی مردم را از اصل دین و دیانت جدا سازند؛ و دین نوپای اسلام را به خطر اندازند.

جالب آن است که علاوه بر آیاتی که به گونه‌های مختلف مسأله‌ی ولایت امیرالمؤمنین(ع) را مطرح ساخته‌اند، سومین آیه‌ای که در آغاز این نگاشته آورده‌ایم بسیار روشن این پیام را داده و همراه با بیان امتیازات خاص آن حضرت مسأله‌ی ولایت و رهبری امت گوشزد ساخته است.

در اینجا یک سؤال باقی می‌ماند و آن این که خداوند فرموده است:«ما قرآن را نازل کردیم و ما خودمان آن را حفظ می‌کنیم.»۴بنابراین با توجه به این آیه از آن خطرات چه باک است؟

پاسخ آن است که حافظ بودن خداوند برای قرآن از راه اسباب و علل خاص آن است و یکی از آن‌ها بکارگیری همین شیوه است که انگیزه‌ی کنار زدن قرآن را به خاطر یکسری اهداف خاص از بین می‌برد.

 

۲- نمونه‌ی تاریخی دیگری که به روشنی از انگیزه و تفکرات ذکر شده پرده برمی‌دارد برخورد یزید با سر مقدس حضرت اباعبدالله (ع) است، که چون آن را در برابر خود دید این شعر را سرود:«لعبت هاشم بالملک فلا خبرجا و لا وحی نزل، یعنی؛ بنی هاشم در پی حکومت کردن و بازیگری‌های سیاسی بودند و نه وحی‌ای از آسمان نازل شده بود و نه پیامبری برانگیخته شده بود.»

 

برای آگاهی بیشتر در این زمینه رجوع کنید:۱- فروغ ابدیت، آیت ا... جعفر سبحانی ۲-رهبری امام علی(ع) از دیدگاه قرآن و پیامبر(ص)، ترجمه‌ سید محمود سیاهپوش ۳- نقش عایشه در تاریخ اسلام، علامه سید مرتضی عسکری ۴- بررسی مسائل کلی امامت، آیت ا... ابراهیم امینی، ۵- خاطرات مدرسه، سید جواد مهری ۶- معالم المدرسین، علامه سید مرتضی عسکری ۷- اجتهاد در مقابل نص، علامه سید شرف الدین ۵

 

پی نوشت

۱-احزاب، آیه‌ی ۳۳

۲- مائده، آیه‌ی ۵۵

۳- نجم، آیه‌ی ۳و۴

۴- حجر، آیه‌ی ۹

۵- پرسمان(سی دی)


  • علی سهراب پور

اسلام و آراستگی

۲۱
ارديبهشت

آراستگی که به معنای زینت دادن و مرتب و منظم کردن ظاهر است،از توصیه های موکد شریعت اسلامی است و آیات و روایات گوناگونی درباره ی آن وارد شده است.قرآن کریم صراحتا اعلام می دارد که بندگان خدا،حق استفاده از زینت ها را دارند.۱

«قل من حرم زینه الله التی اخرج لعباده و الطیبات من الرزق قل هی للذین آمنوا فی  الحیوه الدنیا خالصه یوم القیامه کذلک نفضل الآیات لقوم یعملون؛یعنی:بگو چه کسی زینت های خدا را که برای بندگان خود آفرید حرام کرده است و از استفاده رزق حلال و پاکیزه منع کرده است.بگو این نعمت ها در دنیا برای اهل ایمان است و خالص و نیکوتر از این ها درآخرت می باشد.ما آیات خود را برای اهل دانش   چنین روشن بیان می کنیم.»۲

پیشوایان دینی و در راس آن ها پیامبر اکرم(ص)،ضمن دعوت دیگران به آراستگی،خود عملا عنایت خاصی به آن داشت.در سیره ی آن حضرت آمده که بوی خوش استعمال می کرد،موهایش را شانه می زد،لباسش همیشه تمیز و زیبا بود،هنگام خروج از منزل در آینه نگاه می کرد،رنگ کفش و لباس آن حضرت با هم متناسب بود و عمامه ای که به سر می نهاد به قامتش برازندگی ویژه می داد و می فرمود:«ان الله جمیل و یحب الجمال،یعنی:خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد»۳

طبرسی در باره ی علاقه ی آن حضرت به آراستگی می نویسد:« رسول خدا(ص)عادتش این بود که به آینه نگاه می کرد و موی سرش را صاف می نمود و شانه می زد و چه بسا در برابر آب،موی سر خود را منظم می کرد و نه تنها برای خانواد ه ی خود بلکه برای اصحاب خویش نیز تجمل می نمود و می فرمود:خدا دوست دارد که بنده اش وقتی برای دیدن برادران از خانه بیرون می رود خود را آماده و زینت نماید»۴

 روزی مردی ژولیده مو ،با ،ریش بلند ونا منظم خدمت رسول اکرم (ص)آمد،حضرت فرمود:«این مرد روغن پیدا نکرده تا موهایش را صاف و منظم کند؟بعضی از شما نزد من می آیید در حالی که قیافه ی شیطان را دارید»۵

نکته ی شایان ذکر این است که آراستگی، با افراط در مدگرایی و هر روز به شکلی ظاهر شدن و بدین طریق فرهنگ ابتذال غرب را ترویج نمودن،تفاوت آشکار دارد.جوانان مسلمان می بایست این دو مقوله را از هم تفکیک نمایند.(و خدایی ناکرده به بهانه ی آراستگی به کارهای حرام مشغول نشوند)

 همت سهراب پور

 ۱(.البته واضح است که از بعضی زینت ها مخصوصا برای زنان در مقابل نامحرم نهی شده است.)

۲.سوره ی اعراف،آیه ی ۳۲.

۳.نهج الفصاحه،ص ۱۵۹.

۴.مکارم الاخلاق،ج ۱،ص۳۶.

۵.محجه البیضاء،ج۱،ص۳۰۹.

  • علی سهراب پور

می خوام درباره ی چیزی بنویسم که برای همه ما ها مهمه....          

 ....اصلا شاید مهم تر از اون تو زندگیمون نباشه؟                   

  چیزی که اگه کسی بخواد به اون لطمه بزنه خیلی خیلی نارحت می شیم و تا می تونیم ازش دفاع می کنیم...        

  چیزی که شاید ثمره ی عمر خیلی هاست ...  

 چیزی که تا وقتی مربوط به  ماست مهمه...  

 ...ولی وقتی مربوط به بقیه می شه خیلی هم مهم نیست...                 

  فکر می کنی این چیزی که می گم چیه؟ چی...؟   چی گفتی...؟   نه بابا ....  

دارم « آبرو» رو می گم...

  آره... همین آبرو...

 همین که تاوقتی مربوط به ما می شه اینقدر مهم می شه که حتی حاضریم جونمون رو بدیم ولی از دستش ندیم....

 بیاید! یه کمی هم نسبت به آبروی دیگران حساس باشیم!

 بیاید! همون قدر که آبروی خودمون برامون مهمه، آبروی دیگران هم مهم باشه 

 آخه چرا  بعضی ها به این آسونی آبروی دیگران رو می برند         

 تا یه حرفی درباره ی یه کسی می شنویم زود قبول نکنیم یا اگه هم قبول می کنیم نقلش نکنیم ...

 به خدا قیامت نمی تونیم جواب خدا رو بدیم ....

اصلا بیاید یه کمی هم مثل خدا باشیم...

 مگه ما ها تو عمرمون گناه نکردیم ... هیچ کس هم خبر نداره...

...خوب بود خدا آبرومون رو ببره...  

 آخه مگه خدا نمی تونست یه کاری کنه که همه بفهمند ولی ساتر العیوب بود و عیبهامون رو پوشند

 خوب بیاید ما هم یه کم مثل خدا باشیم

 خیلی از ما ها تا یه حرفی رو می شنویم فکر می کنیم وحی نازل شده نه دربارش تحقیق می کنیم، نه فکر ،ولی مثل گلوله که از تفنگ بیرون می یاد از دهان ما هم به دیگران گفته می شه

  • علی سهراب پور